تبليغاتX
جزيره روياهاي آبي


جزيره روياهاي آبي

عكس هاي دوران كودكيم طعم خوبي دارند...!

از اینهمه سوسو

که در اینجا سرک می کشند ،

کدامشان مال تو ؟

خوشه پروین را می خواهی ؟

آنرا که دیروز با هم

زیر حوض کپک زده دیدیم !

دنباله دارها را دنبال می کنی ، نه ؟

می دانی ، آنها به چنگ نمی آیند

چنگی می زنند و می روند .

بیا و ملاقه ای  را بگیر !

خوشت نمی آید ؟!

نه ! نه !

قطبی ها را نگیر !

راه خانه ات را گم می کنی .

بیا و تا خاموش نشده  آن شهاب را بگیر

لج نکن

               دیدی رفت !

ماه ؟!

ماه را نگو

همین دیشب یکی به امانت عاشق شده بود

تا پسش بیاورد ، تو رفتی ،

دیگر ستاره ها هم که دورند .

بادبادکی را چه ، نمی خواهی ؟

ها ! ها !

یادم رفت

               داری بزرگ می شوی

پس

کمی حوصله کن

تا مثل همه

سربی ترین ستاره ات را

                                   در خاک بیابی ،

باشد ؟!

حوصله کن !

                                                             ***

چتر

از زیر بارش یکریز تو

که از ابر خاطره ام می باری

فقط می توان به یک چتر پناه برد

یک چتر که توئی !

 

* اشعاری از غلامعلی نعمتی ( دریا ، همینجا که باید باشد )

نوشته شده در دوشنبه 1388/11/19ساعت 11:16 توسط حنانه| |

سلام دوستان! حالتون که انشاالله خوبه خوبه ! من هم خوبم ! شُکر ! چه خبرا ؟ اوضاع و احوالتون روبه راهه دیگه ؟! اینجا داره بارون میاد ! به به چه بارونی ! از دیشب داره یکسره می باره ! آدم رو به وجد میاره ! خیلی جالبه ، من برعکس دیگران که میگن روزهای ابری دلمون می گیره ، اصلاً دلم نمی گیره ! تازه خیلی هم روزهای ابری رو دوست دارم ! البته اگه طولانی بشه واقعاً دلم برای خورشید تنگ می شه ! تازه ، من وقتی برق هم میره دلم نمی گیره ! خیلیها برق میره دلشون تنگ می شه و میگن ای خدا زود برق بیاد و کلی فحش و ناسزا نثار این اداره برق می کنن ، ولی من دلم تنگ نمیشه ! اما فحش و ناسزارو نثار اداره برق می کنم گاهی وقتها ، بخصوص زمانهایی که پای کامپیوتر و نت و اینا باشم یا در حال استفاده از یک وسیله برقی باشم ، یا گلاب به روتون دستشوئی باشم یا حمام و ... ! خلاصه امروز روز ابریه و بارون می باره و من شادِ شادم ! خب ، دیگه برم سر اصل مطلب ! دیشب تو مجله موفقیت شماره ۱۸۲ مطلب جالبی از گوته ( اندیشمند آلمانی ) خوندم که خیلی خیلی برام جالب بود ! گوته می گه : " اگر پول زیادی نداری ، خیلی ناراحت نباش چون از تو کم پول ترها هم  در جهان بسیارند که دارند زندگی می کنند . اگر سر و شکل و ظاهر خیلی آراسته هم نداری ، باز ناراحت نباش چون با آراستگی کمتر از تو هم در دنیا بسیارند که در حال زندگی کردن هستند . اگر تحصیلات خیلی بالایی نداری ، بازهم خیلی ناراحت نباش چون از تو کم سوادترها هم در دنیا بسیارند که دارند زندگی می کنند . اما اگر اعتماد به نفس نداری ، برو خودت را بکش چون بدون آن نمی توانی زندگی کنی !" من وقتی این سخن جالب و طنزآلود و پربار رو خوندم ، اول کلی خندیدم و واقعاً لذت بردم ! بیشتر به آخرش خندم گرفت که یعنی اگه اعتماد به نفس نداری برو بمیر ! اما حقیقتاً خیلی حرفه ! واقعاً حقیقت رو گفته ! اعتماد به نفس خیلی اهمیت داره در زندگی یک انسان و باید از کودکی در انسان پرورش پیدا کنه ! متاسفانه بعضی از والدین یا بزرگترهای فامیل و آشنا ، یا معلمان  نادانسته و نا آگاهانه ، با قضاوتهای نادرست و مقایسه کردنهای بی جا و تنبیه کردن نا به جا ، اعتماد به نفس رو در وجود کودکان از بین می برن و اون کودک وقتی بزرگ می شه ، هیچ اختیاری از خودش نداره و قدرت تصمیم گیریش رو هم از دست می ده ! کم رو و خجالتی می شه و خیلی ضربه های جبران ناپذیری بر روحش وارد می شه که حتی ممکنه زندگیشو نابود کنه ! کسی که اعتماد به نفس نداره ، یعنی هیچ چیز نداره ، حتی اگر دنیارو هم داشته باشه ! اما باز هم می شه به دیگران کمک کرد تا حدی از اعتماد به نفسشون رو بدست بیارن ! الان کتابهای زیادی در این باره وجود داره و حتی با کمک روانشناس ، برنامه های مفید در تلویزیون و ماهواره ، شرکت در برنامه های گروهی و سمینارها و خیلی راههای دیگه هم میشه اعتماد به نفس رو در وجود خود و دیگران بالا ببریم ! بله ، ممکنه خود ما هم دچار این مشکل باشیم ! چه خوبه که خودمون به خودمون کمک کنیم و اعتماد به نفسمون رو افزایش بدیم تا بتونیم با آرامش و اطمینان خاطر زندگی کنیم و نیازی نباشه خودمونو بُکُشیم ! خب دوستان ، سرتون رو درد آوردم . نظری ، پیشنهادی دارید خوشحال می شم بشنوم ! شاد و پر انرژی باشید و روز به روز اعتماد به نفستون بیشتر و بیشتر شه و طبق معمول سعی کنید موفق باشید !

                                                               ***

پ.ن۱: هنوز داره بارون میاد و من دارم ذوق مرگ می شم !

پ.ن۲: چند تا حرف حسابی و ارزشمند :

*هر روز از خود بپرسید : امروز چه کار متفاوتی می توانم انجام بدهم ؟ " گرام کدرینگتون "

*روزانه ۱۰ دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید !

*هیچ کس با چشمان بسته به هدف نمی رسد !

*کسی نیک بیند به هر دو سرای  /  که نیکی رساند به خلق خدای  " سعدی "

نوشته شده در پنجشنبه 1388/11/15ساعت 12:33 توسط حنانه| |

دنیای بی تو ،

همچون زمستان بی برف است !

سرمای سوزناکش تا مغز استخوان نفوذ می کند

اما اثری از زیبائی و سپیدی برف ، بر تن یخ زده روزگار نیست !

بی تو انگار ، زمستان هم ،

حوصله باریدن ندارد !

نوشته شده در دوشنبه 1388/11/12ساعت 12:55 توسط حنانه| |

یک دنیای بزرگ و گِرد و یک عالمه آسمون و زمین !  یک عالمه کشور بزرگ و کوچیک و یک عالمه شهر و روستا !  یک عالمه دیوار و پل !  یک عالمه خونه و خیابون !  یک عالمه آدم کوچیک و بزرگ !  یک عالمه ... !  چه دنیای عجیبی !  توی این دنیای بزرگ ، خیلی چیزای دیگه ام وجود داره !  خیلی چیزای با ارزش و بی ارزش !  یا با ارزش ِ بی ارزش !  یا شایدم بی ارزش ِ با ارزش !  و همینطور آدمهای متفاوت !  زیبا و زشت !  زیبای زشت !  و یا زشت ِ زیبا !  یعنی خیلی چیزا در چشم ظاهر یک طور و در چشم باطن طور دیگه ای هستن !  گاهی مجذوب هیچ چیز می شیم که به نظرمون همه چیزه و گاهی یک چیز با ارزش داریم و برامون هیچ !  گاهی که باید خوش باشیم ، نیستیم و گاهی الکی خوشیم !  گاهی با آدمهایی رفت و آمد می کنیم که در شأنمون نیستند و گاهی انسانهایی فهیم و با کمالات در نزدیکیمون زندگی می کنن که نمی بینیمشون و قدرشون رو نمی دونیم !   بعضی آدمها شاید فقط یکبار و برای یک لحظه وارد زندگی ما بشن ، اما یاد و خاطرشون تا سالها با ما می مونه و حتی شاید تاثیری عمیق بر زندگی ما بزارن که حتی مسیر زندگیمون رو تغییر بدن ، ولی  بعضی آدمها ممکنه سالها با ما باشن ، اما فقط بودنشون ، نشونه حضورشون باشه !  به هر حال یه دنیای بزرگه و یک عالمه آدم متفاوت !  مهربون و نامهربون !  خوب و بد !  زشت و زیبا !  بخشنده و بخیل ! ... !  هر کدومشون یه مغز دارن که به اندازه یک دنیا  فکر، توش ، میره و میاد !  و هر کدومشون یه قلب دارن که می تونن محبت تمام موجودات روی زمین رو،  توش جا بدن !  و هر کدومشون قصه ای دارن ، شاید شیرین ! شایدم تلخ !  

                                                                  ***

پ.ن۱: نوشتمش ! همین طوری ! شاید یه کم بی ربط باشه ! هر چی بود حرفهای دلم بود ! یا شایدم یه جور توفان مغزی بود ! اگه خوندی و چیزی نفهمیدی ، مهم نیست ، بی خیالش شو !

نوشته شده در شنبه 1388/11/10ساعت 13:35 توسط حنانه| |

پدربزرگ می گوید :

بادبادکها را خدا می چیند

و بر صنوبران گره می زند

تا برای همیشه جاری باشند .

پدر اما

از اینهمه چسب و کاغذ

چکهای برگشت خورده اش را می بیند .

مادربزرگ ،

چشمهای کم سوی مادربزرگ انگار

فقط آشنای نخ و سوزن اند

که هر روز

آنها را به میهمانی سفره وصله های بعد از ظهری

به خانه کتهای کهنه دعوت می کنند .

مادربزرگ ، بادبادک را کت می بیند

که وصله می خواهد ،

مادربزرگ ، همه چیز را کت می بیند

که وصله می خواهد

و خواهرم در ذهن خود

الگوی لباسی را بر آن طرح می کند

که شاید هم اندازه نوزاد نیامده اش باشد

و با خود می گوید :

بادبادک ساختن کار بیهوده کودکانه است ،

کودک اما چراغ خانه !

چشمان کودک اما

در دالان مردمک مادرش گم می شود

و در کوچه های کودکی اش پیدا :

که روزی باد

کودک و بادبادک همسایه را با خود برد ...

بوی خواب ، اتاق را پر از صنوبران بلند رویا می کند

و کودک آرزومند لحظه چیدن می شود

که خدا بر صنوبرانش گره زند

تا همبازی همیشه جاری بابادکها باشد .

خدا اما

همه را به حساب کودکی اش می گذارد

می گذارد تا بزرگ شود

تا در حیاط خانه ...

که پدربزرگی پای صنوبرانش

گریه می کند !

شعر از : غلامعلی نعمتی       از کتاب : دریا ، همینجا که باید باشد

                                                        ***

پ.ن: ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام به همه دوستای نازنینم !

و من برگشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم !

حال و احوالتون چطوره ؟ من که خوب خوبم ! دلم برا همتون یه ذره شده بود ، شده بود قد یه کفشدوزک غمگین ! خیلی خیلی معذرت می خوام که دیرتر از مدتی که گفتم برگشتم ! اما بالاخره برگشتم ! از محبتهاتون بی نهایت سپاسگزارم ! از اینکه به یادم بودید و منو مورد لطف و محبتهاتون قرار دادید ! واقعاْ دلم برا شماها ، برا اینجا ، برا همه چیز تنگ شده بود ! خیلی زود به کامنتها رسیدگی می کنم و به وبلاگهاتون سر می زنم ! مواظب خودتون باشید و سعی کنید موفق باشید !

نوشته شده در سه شنبه 1388/11/06ساعت 12:4 توسط حنانه| |


Design By : Night Skin